غدیر ثانی(9 ربیع)

سلامی به بلندی آفتاب ، به وسعت دلتنگیهای عاشقان گل نرگس به گرمی دل امیدواران و به زلالی اشك منتظران یوسف فاطمه (عج) محبان و دلسوختگان فاطمه (س) ، مادر سادات تا قیام قیامت از فرط مصائب دلی پر درد و سوزان دارد چراكه هنوز با یاد ماجرای فدك و جفا و ظلم آن نامرد در كوچه بنی هاشم قلبش می گیرد . هنوز با یاد ماجرای به آتش كشیده شدن درب خانه ریحانة الرسول وجودش شعله ور می شود . هنوز با یاد مسمار و پهلوی مادر جگرش می سوزد . هنوز با یاد ناله مادر در پشت در كه می فرمود فضه به فریادم برس آسمان چشمانش بارانی می شود . هنوز با یاد شهادت محسن شش ماهه دلش غمناك و نالان می شود . هنوز با یاد غلاف شمشیر و بازوی كبود در شور و شیداست . هنوز خاطره بستن دست امیرمومنان و كشان كشان بردن آن حضرت به سمت مسجد را بخاطر دارد . هنوز خاطره غصب ولایت توسط غاصبان ولایت را از یاد نبرده است . هنوز ... . 

محبان آن حضرت با تاسی جستن از این فراز زیارت عاشورا « إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ إلى یَوْمِ القِیامَةِ » یك اصل و یك باور و یقین در وجود خود پرورش داده و و بغض و كینه و نفرت خود را به آنهایی كه این ظلم ها را بر تنها دخت رسول اكرم (ص) روا داشتند نثار خواهد كرد . یقینا شما عزیزان خود به خوبی می دانید كه سر منشا و عامل این جنایات هولناك كه تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد كرد چه كسی بوده است . لذا بر محبّین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و خاصّه محبّان بی بی دو عالم است تا در روز نهم ربیع الاول تولّی و تبرّی خود را به نحو شایسته كه مورد رضایت خود  حضرت زهرا (س ) و حضرت ولی عصر (عج) باشد ابراز دارند و به نظر من هیچ شعار و .. بهتر از لعن فرستادن نیست

در ادامه این بحث مطالبی پیرامون روز نهم ربیع الاول حتما بخوانید....

ادامه نوشته

زیارت ناحیه مقدسه (اشکواره امام زمان)

زیارت ناحیه مقدسه، یکى از زیارات مشهور امام حسین(ع) است. این زیارت در روز عاشورا و غیر آن خوانده مى شود و به اصطلاح، از زیارات مطلقه است. این زیارات، آموزه هایى از عشق، معرفت، سوز، حماسه و توسل زائر به شمار مى رود که در عین مرثیه بودنش مسؤلیت آفرین و حرکت ساز است. این زیارت، از امام زمان(ع) صادر شده است و صحنه کربلا و حادثه بزرگ عاشورا را به زیباترین وجه در مقابل چشمان اشکبار و قلب داغدار شخص زائر مجسم مى نماید و او را در متن واقعه عاشورا قرار مى دهد. و آنگاه که سراسر وجود انسان را سرشار از عشق و معرفت کرد، جانش را با تولّى و تبرى مأنوس مى سازد و سلام بر حسین و یارانش، و بیزارى از یزید و یزیدیان تاریخ را ورد قلب و زبانش مى نماید.
این زیارت با سلام بر پیامبران الهى و اولیاى دین، ائمه اطهار(ع) آغاز مى شود سپس، با سلام بر امام حسین(ع) و یاران با وفایش ادامه مى یابد. پس از آن، به شرح کامل اوصاف و کردار امام حسین(ع) پیش از قیام، زمینه هاى قیام حضرت، شرح شهادت و مصایب آن حضرت، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمینى و آسمانى مى پردازد. در پایان، با توسل به ساحت قدس ائمه اطهار و دعا در پیشگاه خداوند متعال، پایان مى پذیرد
.

فرازی از ترجمه زیارت ناحیه مقدسه  

سلام بر محمّد محبوبِ خدا و یار مخلص او ،

 درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابیطالب ، که برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص یافت ، 

سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله ، 

درود بر حسن بن على وصىّ و جانشین پدرش ، 

سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود ، 

سلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود ، 

سلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد ، 

سلام بر آن کسى که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست ، 

سلام بر آن کسى که امامان از نسل اویند ، 

سلام بر فرزندِ خاتم پیامبران ، 

سلام بر فرزند سرور جانشینان ، 

سلام بر آن آغشته به خون ، 

سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد ، 

سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء ، 

 سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند ، 

سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، 

سلام بر آن لب هاى خشکیده، 

سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ،

 سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده ،

 سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ، 

سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف ، 

سلام بر آن خون هاى جارى ، 

سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، 

سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)، 

سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، 

سلام بر على اکبر، 

سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک، 

سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، 

 سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها، 

 سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن، 

سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، 

سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش براى خدا) و شکیبا، 

سلام بر آن مظلومِ بى یاور، 

سلام بر آن کسى که ربّ جلیل او را پاک و مطهّر گردانید، 

سلام بر آن کسى که جبرئیل به او مباهات مى نمود، 

سلام بر آن کسى که میکائیل در گهواره با او تکلّم مى نمود، 

سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد، 

سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد، 

سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد، 

سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد، 

سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید،

 سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید، 

سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، 

سلام بر آنکه اهل قریه ها دفنش نمودند، 

سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،

 سلام بر آن مدافعِ بى یاور، 

سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، 

سلام بر آن گونه خاک آلوده، 

سلام بر آن بدنِ برهنه ، 

سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، 

سلام برآن  سرِ بالاى نیزه رفته، 

سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان ها(ىِ کربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، 

سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى که بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى کِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع کرده اند،

صدقه برای سلامتی آقا امام زمان فراموش نشه

اهمیت ولایت در اسلام

با توجه به اهمیت موضوع امامت در سرنوشت اسلام و مسلمین، چرا نام اهل بیت (ع) در قرآن کریم نیامده است؟

این سؤال یا شبهه، سال گذشته نیز به کثرت تمام اشاعه شده بود که پاسخ آن درج شد و اخیراً مجدد اشاعه شده است. لذا با توجه به اهمیت سؤال، لازم است به نکات ذیل با دقت و درایت کامل توجه گردد:

الف – اولین پاسخ در قبال سؤال‌هایی از این قبیل که چرا در قرآن کریم این یا آن موضوع نیامده است؟ این است که قرآن کریم از منبع علم و حکمت لایزال الهی صادر و نازل شده است و او برای چگونگی آیات و ارسال وحی با کسی مشورت ننموده و بر اساس ذوق شخصی افراد یا گروه‌ها آیه‌ای نازل ننموده است. باید سعی کنیم قبل از این که بپرسیم چرا خدا چنین فرمود و چنان نفرمود، یا چرا چنین نمود و چنان ننمود و ...، او را بشناسیم و ایمان بیاوریم. وقتی او را شناختیم، می‌فهمیم که او حکیم و علیم و فعال ما یشاء است. پس، هر کلام و فعلی که از او صادر می‌گردد، عین حکمت، علم، عدل و کمال است.

  ب- دقت شود که وهابیت سعی دارد بدون این که «اسمش» مطرح شود، «رسمش» را در میان جوامع اسلامی و به ویژه جهان تشیع تبلیغ نموده و گسترش دهد. اندیشه‌ی «حسبنا کتاب الله» - کتاب خدا برای ما کافی است! یک اندیشه‌ی وهابی‌گری است. آنها می‌خواهند به صورت مستتر (پنهان) و ناخودآگاه این معنا را به اذهان القا نمایند که اگر مطلب یا موضوعی در (ظاهر) قرآن نبود، سندیت و مشروعیت ندارد (؟!) ولی ما از آنها سؤال می‌کنیم که در کجای قرآن رکعات نماز یا دفعات طواف یا سایر جزئیات احکام آمده است؟! و کدام کتابی بدون معلم قابل یادگیری است، چه رسد به تبعیت و اطاعت؟ چرا به قرآن کریم که می‌رسید همه عالم به اسرار الهی نیز می‌شوید؟!

بقیه نکات را درادامه مطلب بخوانید تا شبهه کاملا بر طرف شود......

ادامه نوشته

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی

 به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند وماهیان دریا ها شادمان می شوند وچشمه ساران می جوشند وزمین چندین برابر  محصول خویش را عرضه می کند.

 به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

دلهای بندگان را آکنده  از عبادت واطاعت میکنی وعدالت بر همه جا دامن میگسترد وخدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند وخوی ستمگری ودرندگی را محو می سازد وطوق ذلت بردگی را از گردن خلائق بر می دارد

 به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

ساکنان زمین وآسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین گیاهان خود را می رویاند وزندگان آرزو می کنندکه کاش مردگانشان زنده بودند وعدل وآرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.

 به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

همه امت به آغوش تو پناه می آورند هانند زنبوران عسل به ملکه خویش وتو عدالت را آنچنا ن که باید وشاید در پهنه جهان می گستری وخفته ای رابیدار نمی کنی وخونی را نمی ریزی

 به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

رفاه وآسایشی می آید که نظیر آن ییش از این نیامده است مال وثروت آنچنان وفور می یابد که هر کس نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.

  به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

اموال را چون سیل جاری میکنی وبخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی

 به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:

هیچ کس فقیر نمی ماند ومردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند وپیدا نمی کنند مال را به هرکه عرضه می کنند، میگوید: بی نیازم.

ای معشوق آسمانی !

ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم ومدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم وبه تو عشق می ورزیدیم . که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود وآمدنت طبیعی ترین وشرین ترین نیازمان بود . ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خوهد بود وعاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد

مولود زیبای شعبان


سلام بر مولود زیبای شعبان ... 

سلام بر منجیِ بی مثالِ هستی ... 

سلام بر مولای من مهدی ... 

برای تو می نویسم که این ماه را با روزِ میلادت به یاد ماندنی کردی برای اهل زمین ... 

که این ماه، ماهِ توست و عاشقانه های من برای تو ... 

که برایت عاشقانه ها بنویسم به نامت در زمین و بخوانم در آسمان ها برایت ... 

دلتنگم برای گردشی عاشقانه بر مدارِ نورانیِ وجودت در خلقت تا عشقم را به رُخِ اهل دنیا بکشم و تو را بهانه کنم

برای عاشقی کردن ... 

دلتنگم برای قرارِ دیداری عاشقانه در گوشه ای از زمین، به بهانه ی دلدادگی تا تو را بی پرده ببینم و دلم را در برابر

نگاهت قربانی کنم ... 

مانند ابراهیم در آتش فراقت میسوزم اما، آتشم را گلستان کرده ای با حضورت ... 

مانند موسی در جهانِ حضورت در هستی "فَاخلَع نَعلَیک" را بهانه کرده ام برای آمدن به وادیِ عاشقی ... 

مانند عیسی در این زمانه ی حاضر بودنت در آفرینش، جانم را برایت زنده کرده ام تا تو هستی، من به مرگِ

جاهلی نخواهم مُرد ... 

دمادم زنده ام به برکتِ حضورت مولای من ... 

مانند یونس در دلِ تنگِ دنیای غیبتت گرفتارم اما به بهانه ی "لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" دنیایم

روشن است مانند سحرگاه ظهورت ... 

مانند ایوب در سخت ترین زمانه حاضرم، که تو را فراموش کرده اند و ظلم بیداد می کند در زمین، اما به بهانه ی

صبوری ات صبور مانده ام در این جهان ... 

مانند علی در جهانِ حضورت که ظالمان تو را در پرده می خواهند، سکوت می کنم اما با همین عاشقانه تو را در

برابر چشمِ اهل دنیا حاضر خواهم کرد ... 

مانندِ ... 

مانند فاطمه ام مولاجان، که در این آخرالزمانه، دست تو را می گیرم و خانه به خانه، کوچه به کوچه می برم و تو

راعاشقانه به اهلِ جهان نشان می دهم و به زبان فاطمی می گویم: مولای مرا ببینید ... 

بیایید مولای من، امام زمان من، هل من معین می خواند، اجابت ش کنید و ... 

چقدر دلم برایت تنگ شده در این زمانه مولای من ... 

امامِ مُبین منی در هستی، بیا و بیانگرِ آیه های روشنِ خدا باش در این آخرالزمانه ... 

جانم به قربانت مولاجان ... 

تمام افتخار من در این دوران این است که مولایم مهدی است و کتابِ عاشقی ام قرآن ... 


خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند

منافع وجودي امام غايب

 

فوايد امام غايب(ع) فقط منحصر به امور ظاهري و منافعي كه مربوط به ترقي و ترويج آيين اسلام در دوران ظهور مي‌باشد، نيست؛ بلكه فوايد باطني كثيري نيز بر امام غايب مترتب است كه به مراتب، عظيم‏تر از فوايد ظاهري است و در احاديث متعددي كه پيرامون فلسفه و فايده وجود امام(ع) در عصر غيبت به ما رسيده، موارد گوناگوني عنوان گرديده است، كه اكثر اين منافع، عمومي است يعني مسلمان و كافر، شيعه و سني در آن سهيم هستند. چنان‏كه منافع آفتاب نيز عام است ولي برخي از آنها اختصاص به شيعيان دارد. به هر حال بيان اين منافع، جذبه معنوي خاصي دارد كه خالي از لطف نيست.

1. امام غايب(ع) مايه آرامش اهل زمين


وجود امام معصوم در ميان جامعه بشري از جهات گوناگون موجب آرامش و امنيت براي ساكنان زمين است:

الف) امنيت فكري و روحي: امام و حجت خدا براساس اين‏كه مسؤليت هدايت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهاي اعتقادي و فكري جامعه اسلامي نگهباني مي‏كند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدايت و ارشاد حجت خداست كه انحرافات فكري و عقيدتي كه موجب تزلزل روحي و فكري جامعه است، از بين رفته و امنيت فكري و روحي به‏وجود مي‏آيد.

ب) احساس آرامش در سايه امام: يكي ديگر از ثمرات مهم امام در ميان بندگان از جهت وجود شخصيتي بزرگ، ملكوتي، معصوم و آگاه به حال مردم است و در ميان افرادي كه اعتقاد به امامت و رهبري وي دارند و او را از هر كس ديگر نسبت به خود مهربان‏تر و دلسوزتر مي‏دانند، موجب دلگرمي روحي است و هر نوع يأس و نوميدي را از ايشان دور مي‏كند و آنها را به آينده‏اي روشن و ارزشمند اميدوار مي‏سازد. به عبارت ديگر وجود امام، نقطه اتكايي است براي بندگان خدا كه در هنگام مواجهه با حوادث هولناك، به وي پناه برند و به عنوان پناهگاهي چاره‏ساز و آرام‏بخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش و كوشش خويش در راستاي نيل به اهداف الهي و اسلامي ادامه دهند.

2. وجود امام، منشأ خير و بركت
بر حسب روايات و اخبار، وجود افراد مؤمن در بين مردم، منشأ خير و بركت و موجب نزول باران و جلب منافع و دفع بسياري از بلاها از جامعه است، چنان‏كه در تفسير آيه 251 سوره بقره22 از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند:
إن الله ليدفع بمن يصلّي من شيعتنا عمّن لايصلّي ولو اجتمعوا علي ترك الصّلاة لهلكوا.
به درستي كه خداوند به واسطه نمازگزاران شيعه، بلا را از كساني كه نماز نمي‏خوانند، دفع مي‏كند، زيرا اگر همه شيعيان نماز را ترك كنند، هلاك مي‏گردند.23
واضح است كه وقتي وجود افراد مؤمن در اجتماع، چنين بركتي را به همراه داشته باشد، بركات وجود امام معصوم كه ولي و حجّت خدا بر مردم است، به مراتب بيشتر خواهد بود، زيرا امام و حجّت خدا، واسطه رسيدن فيض و بركت خداوند متعال به مردم است؛ چنان‏كه امام سجاد(ع) درباره بركات وجودي ائمه اطهار(ع) مي‏فرمايد:
ما كساني هستيم كه به واسطه ما آسمان بر فراز زمين نگهداري شده و زمين از هلاك نمودن اهلش منع گرديده است.
حضرت در ادامه مي‏فرمايد:
و بنا ينزّل الغيث و تنشر الرّحمة و تخرج بركات الأرض.24
در اين فراز از بيان امام، بركات ديگري چون نزول باران، انتشار رحمت خدا و خروج بركات زمين، از آثار وجودي ائمه اطهار(ع) شمرده شده است. پس وجود امام غايب به عنوان حجّت الهي و ولي معصوم حق باعث نزول خيرات بسيار بر امّت اسلامي است.

3. اميدبخشي به مسلمين


ايمان و اعتقاد به امام غايب(ع) سبب اميدواري مسلمانان نسبت به آينده پر مهر و صفاي خويش در عصر ظهور امامشان مي‏گردد. اين اميدواري از بزرگ‏ترين اسباب موفقيت و پيشرفت است. جامعه شيعي، طبق اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر كرده را كه صد قافله دل همره اوست مي‏كشد. هر چند او را در ميان خود نمي‏بيند، اما خود را تنها و جدا از او نمي‏داند. باري، امام غايب(ع) همواره مراقب حال و وضع شيعيان‏اند و همين مسئله باعث مي‏گردد كه پيروانشان به اميد لطف و عنايت حضرتش، براي رسيدن به يك وضع مطلوب جهاني تلاش كرده و در انتظار آن منتظر بسر برند. چنان‏كه خود فرموده‏اند:
ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده‏ايم؛ پس تقواي الهي پيشه كنيد و ما را ياري نماييد تا از فتنه‏اي كه به شما رو مي‏آورد، شما را نجات بخشيم.25
آري، اوضاع آشفته و اسفبار جهان و سيل بنيان‏كن ماديت و محروميت مستضعفين و توسعه استكبار، خيرخواهان بشريت را مضطرب كرده است؛ به طوري كه ممكن است گاهي در اصل قابليت اصلاح بشر ترديد كنند. در اين صورت تنها روزنه اميدي كه براي بشر مفتوح است و يگانه بارقه اميدي كه در اين جهان ظلمت‏زده سوسو مي‏زند، همان انتظار فرج و فرا رسيدن عصر درخشان حكومت توحيد و نفوذ قوانين الهي است.


4. حفظ و نجات شيعيان از خطرات، گرفتاري‌ها و شرّ دشمنان


در توقيعي كه از ناحيه مقدّس حضرت حجت(ع) براي شيخ مفيد(رض) صادر گشته، آمده است:
ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده‏ايم كه اگر جز اين بود، دشواري‌ها و مصيبت‌ها بر شما فرود مي‏آمد و دشمنان، شما را ريشه‏كن مي‏نمودند.27
سلامتي و نجات يافتن از خطرات، گرفتاري‌ها و شرّ دشمنان توسط امام(ع) بر دو وجه است:
1. عافيت و سلامتي از همه خطرات دينيّه و دنيويّه؛
2. حاصل شدن سلامتي و نجات يافتن از بلايا و گرفتاري‌هاي بسيار سخت و مشكلات عظيم در امر دين و دنيا.
از جمله اين موارد در وجه دوم، نجات مردم بحرين از اجحاف حاكم ظالم است، آنگاه كه صدراعظم وقت حكومت، حيله و نقشه‏اي را پي‏ريزي كرد تا با شيعيان، همچون كفار حربي از اهل كتاب رفتار شود؛ يا "جزيه" پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل كنند و يا مردانشان كشته و زنان و كودكانشان به اسارت گرفته شوند، كه آن حضرت در خنثي ساختن اين توطئه، نقش بزرگي ايفا نمودند.28

آري! شيعيان، معتقد به امام غايب زنده و حاضر هستند. در هيچ برهه‏اي از زمان، حتي در مشكلات، خود را تنها نمي‏دانند و مي‏دانند كه پيوسته امدادهايي پر بركت از ناحيه آن بزرگوار به ايشان مي‏رسد.

مضافاً اين‏كه توسل به حضرت مهدي(ع)، دستگيري و امدادهاي امام نيز، از ديگر بركات ايشان در دوران غيبت است، زيرا با توسل به ايشان ـ به عنوان نزديك‏ترين بندگان به خدا ـ مي‏توان اطمينان قلبي داشت كه خطرات، مشكلات و گرفتاري‌ها برطرف مي‏گردد.

مناقب فاطمه از زبان پيامبر

مناقب فاطمه قبل از اين عالم از زبان پيامبر

خلقت نورانى پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت گرامى اش دورانى است كه هيچ بشرى آن را نديده و فقط آن انوار پاك هستند كه بايد از آن زمان خبر دهند. اينك پيامبر صلى الله عليه و آله برگزيده هايى از آن عالم نورانى براى ما بيان مى فرمايد.

تاجدار فردوس

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آنگاه كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت به خود باليدند. آدم به حوا گفت: خداوند خلقى زيباتر از ما نيافريده است.

خدا به جبرئيل وحى نمود: دو بنده ام (آدم و حوّا) را به فردوس اعلى ببر. وقتى وارد فردوس شدند، به دخترى بر روى تختى از

تختهاى بهشت نظر كردند كه تاجى از نور بر سر و دو گوشواره از نور در گوش داشت، و بهشت از نور چهره اش روشن بود.

آدم گفت: حبيبم جبرئيل، اين دختر كه بهشت از زيبائى چهره اش روشن شده كيست؟! جبرئيل گفت: اين فاطمه دختر محمد پيامبر از فرزندان توست كه در آخرالزمان است. آدم گفت: اين تاجى كه بر سر دارد چيست؟ جبرئيل گفت: شوهرش على بن ابى طالب است. آدم پرسيد: اين دو گوشواره كه در گوش دارد چيست؟ جبرئيل گفت: دو فرزندش حسن و حسين است. آدم گفت: حبيبم جبرئيل، آيا آنان پيش از من خلق شده اند؟ جبرئيل گفت: آنان در علم پوشيده ى خدا موجود بودند، چهار هزار سال قبل از آنكه تو آفريده شوى. [ كشف الغمه: ج 1 ص 456 از كتاب الآل ابن خالويه از پيامبر صلى الله عليه و آله.]

سبب آفرينش

پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: خداوند تبارك و تعالى چنين فرمود: اى احمد، اگر تو نبودى افلاك را نمى آفريدم، و اگر على نبود تو را نمى آفريدم، و اگر فاطمه نبود هيچيك از شما را نمى آفريدم. [ جنه العاصمه: ص 49 از كتاب كشف اللئالى ابن عرندس از پيامبر صلى الله عليه و آله.]

معلّم تقديس

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند عزوجل من و على و فاطمه و حسن و حسين را از يك نور آفريد، و بعد اين نور را فشرد و شيعيان ما از آن بوجود آمدند. بعد ما تسبيح گفتيم و آنان نيز تسبيح گفتند، و ما تقديس كرديم و آنان نيز تقديس كردند، و ما تهليل گفتيم و آنان نيز تهليل گفتند، و ما تمجيد كرديم و آنان نيز تمجيد كردند، و ما خدا را به وحدانيت ياد كرديم و آنان نيز توحيد خدا گفتند.

سپس خداوند آسمانها و زمين و ملائكه را آفريد. ملائكه صد سال درنگ نمودند در حاليكه نه تسبيح و نه تقديس مى دانستند. آنگاه كه ما تسبيح كرديم و شيعيان ما تسبيح كردند فرشتگان نيز تسبيح كردند، و همينطور بقيه ى ذكرها را از ما تقليد كردند.

ما موحّد بويم آنگاه كه موحّدى نبود. پس همانطور كه خداوند ما و شيعيان ما را اختصاص داده سزاوار است بر خدا كه ما را و شيعيان ما را به اعلى علييّن پيش ببرد. خداوند ما و شيعيان ما را قبل از آنكه اچسام باشيم برگزيده است. خدا ما را خوانده و ما او را اجابت كرده ايم، و خدا ما و شيعيان ما را آمرزيد قبل از آن كه ما از خدا طلب آمرزش كنيم. [ الموسوعه الكبرى عن فاطمه الزهراء عليهاالسلام: ج 1 المطاف الثانى ح 24، از كشف الغمه والمحتضر و جامع الاخبار.]

منصوره ى آسمان

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نور فاطمه قبل از خلقت زمين و آسمان آفريده شده است. بعضى از مردم عرض كردند: يا نبى الله، پس او انسيه نيست؟ فرمود: فاطمه حوراء انسيه است.

گفتند: يا نبى الله، چگونه او حوراء انسيه است؟ فرمود: خداوند عزوجل او را قبل از خلقت آدم از نور خود آفريد آنگاه كه ارواح بودند. وقتى خداوند عزوجل آدم را آفريد، نور او بر آدم عرضه شد.

گفتند: يا نبى الله، فاطمه كجا بود؟ فرمود: زير ساق عرش در حقّه اى بود. گفتند: يا نبى الله، طعام او چه بود؟ فرمود: تسبيح و تقديس و تهليل و تحميد. و قتى خداوند عزوجل آدم را آفريد، و مرا از صلب او خارج كرد، و خواست فاطمه را از صلب من خارج كند، او را در بهشت در سيبى قرار داد، و جبرئيل آن سيب را براى من آورد و گفت: السلام عليك و رحمه الله و بركاته يا محمد. گفتم: و عليك السلام و رحمه الله. حبيبم جبرئيل گفت: يا محمد، پروردگارت سلام مى رساند. گفتم: سلام از اوست و به سوى او باز مى گردد. گفت: يا محمد، اين سيبى است از بهشت كه خداوند عزوجل به تو اهدا كرده است. آن را گرفتم و به سينه ام چسبانيدم. گفت: يا محمد، خداى عزوجل مى فرمايد: آن را ميل كن.

من آن را شكافتم، و نور تابانى ديدم و ترسيدم. گفت: يا محمد، چرا نمى خورى؟ بخور و نترس كه اين نور منصوره در آسمان و فاطمه در زمين است. گفتم: حبيبم جبرئيل، براى چه در آسمان منصوره و در زمين فاطمه است؟ گفت: در زمين فاطمه نامگذارى شده براى آنكه شيعيانش از آتش جهنم جدا شده و دشمنانش از محبت او جدا شده اند. و در آسمان منصوره است بخاطر قول خداوند عزوجل كه: «آن روز مؤمنان به نصر و يارى خداوند خوشحال مى شوند كه هركس را بخواهد يارى مى كند»، يعنى نصر و يارى فاطمه براى دوستانش. [الموسوعه الكبرى عن فاطمه الزهراء عليهاالسلام: ج 1 المطاف الاول ح 13 از معانى الاخبار و تفسير برهان و نزهه الابرار و تراجم اعلام النساء والدمعه الساكبه.]

قنديل عرش

سلمان فارسى مى گويد: خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بودم. عباس بن عبدالمطلب وارد شد و سلام كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله جواب سلام داد و خوش آمد گفت. عباس عرض كرد: يا رسول الله، چرا خداوند على بن ابى طالب عليه السلام را بر اهل بيت برترى داده با اينكه اصل ما يكى است؟ حضرت فرمود: عمو جان به تو خبر مى دهم.

هنگامى كه خداوند من و على را آفريد، آسمان و زمين و بهشت و دوزخ و لوح و قلم نبود. آنگاه كه خداوند ابتداى خلقت مرا اراده كرد كلمه اى گفت كه آن كلمه نور شد. بعد كلمه ى ديگرى گفت و آن كلمه روح شد و بين نور و روح ممزوج شد و آن دو به اعتدال رسيدند. بعد خداوند من و على را از آن دو آفريد.

سپس از نور من نور عرش را جدا كرد و من برتر از عرش هستم. سپس از نور على نور آسمانها را جدا كرد و على برتر از آسمانها است. سپس از نور حسن نور خورشيد را و از نور حسين نور ماه را جدا كرد، و حسن و حسين برتر از خورشيد و ماه هستند. فرشتگان خداى تعالى را تسبيح مى كردند و در تسبيحشان مى گفتند: «سبوح قدوس! از نورهائى كه در پيشگاه خداوند چقدر گرامى هستند»! و قتى خداوند تعالى خواست فرشتگان را امتحان كند ابرى از ظلمت بر آنان فرستاد كه فرشتگان اول آن را از آخرش و آخر آن را از اولش تشخيص نمى دادند. فرشتگان به خدا عرض كردند: خداى ما و سيد ما، از روزى كه ما را آفريدى مثل اين تاريكى نديديم. به حق اين انوار از تو درخواست مى كنيم اين ظلمت را از ما بردارى. خداوند عزوجل فرمود: قسم به عزت و جلالم اين كار را خواهم كرد.

آنگاه نور فاطمه زهرا عليهاالسلام را مانند قنديل آفريد، و از گوشه ى عرش آويخت. با آن نور آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه نورانى شد و براى همين فاطمه عليهاالسلام به زهرا نامگذارى شد.

فرشتگان خدا را تسبيح و تقديس مى كردند. خدا فرمود: قسم به عزت و جلالم، ثواب تسبيح و تقديس شما را تا روز قيامت براى دوستان اين بانو و پدرش و همسرش و فرزندانش قرار مى دهم.

سلمان مى گويد: عباس از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمد و على بن ابى طالب عليه السلام را ديد و او را به سينه چسبانيد و ميان ديدگانش را بوسيد و گفت: پدرم فداى عترت مصطفى، اهل بيتى كه چقدر در پيشگاه خداوند تعالى گرامى هستند. [ بحار الانوار: ج 43 ص 17 ح 16 از ارشاد القلوب.]

نور ولايت

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه خداى عزوجل بهشت را آفريد، آن را از نور عرش آفريد. سپس از آن نور گرفت و ثلث آن نور به من و ثلث آن به فاطمه و ثلث آن به على و اهلبيتش رسيد. به هر كس از اين نور رسيد بر ولايت آل احمد هدايت شد، و به هر كس نرسيد از ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله گمراه شد. [ الموسوعه الكبرى عن فاطمه الزهرا عليهاالسلام: ج 1 المطاف الثالث ح 11 از خصال و روضه الواعظين و مناقب ابن شهر آشوب.]

فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست

                       

                                           منم در سفره دارم هفت سین را

                                              ولی توأم شده با داغ زهرا

                                            بود سین نخستین سیلی کین

                                            به روی مادرم با دست سنگین

                                             ببین بر سفره سین دومم را

                                          که سویی نیست در چشمان زهرا

                                              بگویم سین سوم تا بسوزی

                                           که مادر سوخت بین کینه توزی

                                          از این ماتم دل حیدر غمین است

                                         که سین چهارمم سقط جنین است

                                         به روی سفره سین پنجم این است

                                          سر سجاده اش زینب حزین است

                                            شده سفره پر از اشک شبانه

                                        ششم سین، مانده سوت و کور خانه

                                           چه گویم شیعیان از سین آخر

                                            بود آن سینه ی مجروح مادر...
 

       

احساس آرامش در سایه امام

باید قبل از قیام مهدى (عجل الله فرجه) او را شناخت و از او پیروى کرد چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود:

((رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمودند: خوشا به سعادت آن فردى که قائم (عجل الله فرجه) ما را قبل از قیامش شناخته و به او اقتداء کرده است، دوست او را دوست داشته و از دشمن او بیزارى بجوید، و امامان قبل از او را نیز ولى و سرپرست خود را بشناسد، این چنین افرادى دوستان من هستند و دوست و مهر مرا به خود جلب کرده اند و گرامیترین امت من نزد من هستند.))(۱)
چنانکه امام قائم (عجل الله فرجه) در فرازى از توقیع خود به شیخ مفید که قبلا ذکر شد مى فرماید:
((ما حتما به اخبار شما آگاهى کامل داشته، و هیچ مطلب کوچکى از اخبار شما از ما پنهان نیست، و گرنه آنچنان در سختى قرار مى گرفتید که دشمنان شما، شما را تار و مار مى کردند.))(۲)
بنابراین باید ما همواره به یاد عصر(عجل الله فرجه) باشیم و به او اقتدا کنیم، او نیز حتما به یاد ما هست، و ما را یارى خواهد کرد. امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام فرمود:
((لا یکون العبد مؤ منا حتى یعرف اللّه و رسوله و الائمه کلهم و امام زمانه و یرد الیه و یسلم لهثم قال : کیف یعرف الآخر و هم یجهل الاول ؛))
((مؤ من نیست مگر کسى که خدا و پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم و همه امامان علیهم السلام و امام زمانش را بشناسد و به او مراجعه کرده و تسلیم فرمان او باشد. سپس فرمود: چگونه ممکن است کسى امام آخر را بشناسد، ولى نسبت به امام اول (حضرت على) جاهل باشد.))(۳)
آرى امامان، همه از یک نور و یک ریشه اند و همه معلمان قرآن و اسلامند و باید به همه معتقد بود و شناخت و معرفت واقعى به همین است به اضافه تسلیم بودن در برابر او امر آنها و عمل به فرموده هاى آنها و الگو قرار دادن روشن و منش آنان !
درست است که پس از آنکه جهان پر از ظلم و جور شد امام قائم (عجل الله فرجه) ظهور مى کند، اما این مربوط به مخالفان امام علیه السلام و گنهکاران دور از امام علیه السلام است.
اما شیعیان و علاقمندان به امام علیه السلام هر قدر گنهکار باشند به همین اندازه ظهور امام علیه السلام به تاءخیر مى افتد چنانکه در فرازى از توقیع امام زمان علیه السلام به شیخ مفید رحمه اللّه آمده :
((اگر شیعیان ما که خداوند توفیقشان دهد همگان در پیمانى که با ما داشتند، متحد مى شدند، هرگز برکت دیدار ما از آنها تاءخیر نمى افتاد، و هر چه زودتر سعادت دیدار ما را با معرفت کامل پیدا مى کردند، ولى آنچه باعث این دورى و سلب این توفیق دیدار شده خبرهائى است که از اعمال ناپسند آنان به ما مى رسد.))

 

یکى دیگر از ثمرات و فواید مهمّى که بر وجود امام در میان بندگان خدا مترتّب است، این است که وجود شخصیّتى بزرگ و ملکوتى و معصوم که آگاه از حال مردم است،

در میان افرادى که اعتقاد به امامت و رهبرى وى دارند و او را از هر کس دیگر نسبت به خود مهربان تر و دلسوزتر مى دانند، موجب دلگرمى و قوّت روحى براى آنها است، و هر نوع یأس و نومیدى را از ایشان دور مى کند و آنان را به آینده اى روشن و ارزشمند امیدوار مى سازد; امیدى که در انتظار دمیدن صبح دولت کریمه و عدالت گستر وى لحظه شمارى مى کنند و توفیق درک حضور حضرتش را از خداوند متعال درخواست مى نمایند.
به عبارت دیگر، وجود امام، نقطه اتّکایى است براى بندگان خدا که در هنگام مواجه شدن با حوادث هولناک، به وى پناه برند و به عنوان پناهگاهى چاره ساز و آرام بخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش وکوشش خویش در راستاى نیل به اهداف الهى و اسلامى ادامه دهند.
از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:
«کنّا إذا احمرّ البأس اتّقینا برسول اللّه، فلم یکن أحدٌ منّا أقرب إلى العدوّ منه; ما در هنگام شداید و سختى هاى جنگ و محاربه با دشمنان خدا، به پیامبر پناه مى بردیم. آن حضرت از همه ما به دشمن نزدیک تر بود

 

اسامی ۷۲ تن یار اباعبدالله الحسین

۱.ابا عبدالله ( ابو شهدا - حسین بن علی (ع) )

۲.ابراهیم بن حصین ازدی           ۳.ابوبکر حسن بن علی       ۴.ابو ثمامه صائدی

۵.ابو عمرو نهشلی (  خثعمی )   ۶.اسلم ترکی                    ۷ .امیة بن سعد طائی

۸.انس بن حارث کاهلی             ۹.بریربن خضیر همدانی       ۱۰. جابر بن حارث سلمانی

۱۱. جابر بن حجاج تیمی            ۱۲.جبلة بن علی شیبانی    ۱۳. جعفر بن عقیل بن ابی طالب 

۱۴.جعفر بن علی بن ابی طالب   ۱۵. جنادة بن کعب انصاری    ۱۶. جندب بن حجیر خولانی

۱۷. جون                                  ۱۸. حبیب بن مظاهر           ۱۹.حجاج بن مسروق جعفی

۲۰.حر بن یزید ریاحی                 ۲۱.حلاس بن عمر راسبی    ۲۲. حنظلة بن اسعد شبامی 

۲۳.زاهر ، مولی عمرو بن حمق     ۲۴.زهیر بن قین بجلی         ۲۵.سالم بن عمرو 

 
۲۶.سعید بن عبدالله حنفی        ۲۷. سلمان بن مضارب بجلی ۲۸. سوار بن منعم 
  
۲۹.سوید بن عمرو خثعمی          ۳۰. سیف بن حارث بن سریع جابری

۳۱ سیف بن مالک عبدی            ۳۲. شوذب ، مولی شکر       ۳۳. ضرغامة بن مالک

۳۴. عابس بن ابی شبیب شاکری ۳۵. عامر بن حسان بن شریح طائی  ۳۶.عامر بن مسلم عبدی :

۳۷. عباس بن علی (ع)            ۳۸.عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی 

۳۹. عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری خزرجی 

 ۴۰و ۴۱. عبدالرحمن بن عروه غفاری و عبدالله بن عروه غفاری

۴۲. عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب    ۴۳ .عبدالله بن حسن بن علی (ع)

۴۴ و ۴۵. عبدالله بن عقیل بن ابی طالب(دونفربه یک نام)   ۴۶. عبدالله بن علی بن ابی طالب (ع)


۴۷. عبدالله بن عمیر کلبی         ۴۸. عبدالله بن مسلم بن عقیل  

۴۹. عثمان بن علی بن ابی طالب (ع)     ۵۰.علی اصغر (ع)


۵۱.علی اکبر (ع)                    ۵۲. عمار بن حسان طائی         ۵۳.عمرو بن جناده انصاری 

۵۴. عمرو بن قرظه انصاری           ۵۵. عون بن جعفر                    ۵۶.عون بن عبدالله بن جعفر

۵۷.عون بن علی بن ابی طالب (ع)    ۵۸ .قاسط بن زهیر تغلبی    ۵۹.قاسم بن حسن (ع)

۶۰. مالک بن عبدالله جابری        ۶۱.مجمع بن عبدالله عائذی       ۶۲.محمد بن عبدالله بن جعفر

۶۳.مسعود بن حجاج                 ۶۴.مسلم بن عوسجه اسدی     ۶۵.مسلم بن کثیر ازدی

۶۶. منجح ، مولی الحسین (ع)   ۶۷.نافع بن هلال                      ۶۸.نعیم بن عجلان انصاری 

۶۹. وهب بن عبدالله کلبی         ۷۰.هفهاف بن منهد راسبی       ۷۱.یزیدبن ثبیط ( ثبیت ) عبدی

۷۲.یزید بن مغفل جعفی

شرح مختصری درباره هرکدام از اصحاب در ادامه....

ادامه نوشته

رجعت حضرت علی (ع) در دوران امام زمان (عج)، معنای حدیث غدیر و ولایت را بر مردم روشن می‌کند‍

در حکومت امام زمان (عج)، عدالت و معنای حدیث غدیر را خواهیم فهمید

استاد حوزه و دانشگاه نجف گفت: حضرت رسول اکرم (ص) در سخنان خود، جایگاه حضرت علی (ع) و اهل بیت را برای مردم روشن کردند و چشم‌اندازی پیش روی مردم گشودند که نه تنها برای مردم همان زمان، بلکه برای آخر‌الزمان و حتی پس از ظهور امام زمان (عج) نیز بوده است.
شیخ محمد سند، گفت: امروز و در گذشته معرفی‌ای که از ولایت حضرت امیر(ع) و ائمه (علیهم السلام) شده است در حد ابتدایی و اولیه بوده است و مراتب بالاتری می‌طلبد.

وی با بیان اینکه دنیا برای اینکه به ما بفهماند که با پروژه مهدویت آشنا است با ساخت چند فیلم که نگاه آخرالزمانی دارد این مفهوم را برای ما یاد آور شده است، افزود: دشمن با طرح‌ها و برنامه‌های متفاوت و مختلفی به دنبال سیاه کردن اندیشه مهدویت است.

شیخ سند با اشاره به اینکه وظیفه ما امروز آماده‌سازی است، افزود: ما باید تلاش کنیم دنیا برای درک علم و عدالت علی (ع) و پسران علی (ع) آماده شود. با توجه به بیداری‌هایی که صورت گرفته است، به صورت فطری مردم تمام این کشور‌ها به دنبال راه نجات هستند.

استاد حوزه علمیه نجف، به جایگاه آینده‌نگری در میان انبیا و اوصیا اشاره کرد و افزود: آمدن پیامبر (ص) و بشارت‌های ایشان، حضرت نوح (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت موسی (ع)، الیاس (ع)، زکریا (ع) به عنوان معلمان بشریت، همه در هر نوبت به ولایت حضرت علی (ع) اشاره کردند؛ حتی قبل از اینکه واقعه غدیر خم رخ دهد.

وی با اشاره به روایتی که پیرامون رجعت و اهمیت آن از لسان اهل بیت (ع) بیان شده است اشاره کرد و گفت: مرحوم حر عاملی ۶۲۰ روایت پیرامون رجعت نقل کرده است و ۲۰۰ روایت نیز علامه مجلسی نقل کرده است که با روایت‌های حر عاملی متفاوت است، یعنی تکرار روایت نیست. بیش از ۱۰۰۰ روایت پیرامون رجعت داریم.

شیخ سند با اشاره به لزوم ایجاد مراکز تخصصی پژوهشی پیرامون رجعت گفت: خوشبختانه در چند سال گذشته مراکزی متعددی پیرامون معارف مهدویت شکل گرفته است که بازهم کم است ولی همانطور که پرداختن به بحث مهدویت ضرورت دارد، امروز رجعت نیز لازم است که جزء یکی از پژوهش‌های مهم و درجه اول حوزه‌های علمیه شیعیان قرار گیرد.

وی همچنین افزود: مجلسی می‌گوید زیارت و دعایی از اهل بیت ندیدم مگر اینکه به رجعت اشاره شده است، به همین خاطر سفارش شده است که زیارات اهل بیت (علیهم اسلام) که از لسان معصوم (ع) است با معرفت و تدبر خوانده شود.

وی کلمه شهادتین را شناخت رجعت عنوان کرد و افزود: قهرمان رجعت حضرت علی (ع) است. رجعت در دولت پیامبر (ص) که حکومت امام زمان (عج) است اتفاق خواهد افتاد. آخرین دولت آل محمد (ص) بر روی زمین است. طولانی‌ترین دولت پیامبر (ص) است. حضرت علی (ع) برای تربیت بشر، چندین بار رجعت می‌کنند.

استاد حوزه علمیه نجف، با بیان اینکه شناخت رجعت در بیداری امروز بشریت، موجب ایجاد امید بیشتر است، افزود: چند ماه قبل از ظهور امام زمان (عج) بهترین یاران امام زمان (عج) رجعت می‌کنند که این گروه از رجعت‌کنندگان زمینه‌ساز ظهور نیز خواهند بود و قبل از صیحه آسمانی بشارت آمدن حضرت علی (ع) را فرشتگان و ملائک خواهند داد.

وی به عقیده رجعت در سایر مذاهب اشاره کرد و افزود: روایت‌های زیادی در کتب اهل سنت از جمله مسند حنبل، صحیح بخاری، صحیح مسلم، ترمزی به وجود رجعت در خاندان حضرت علی (ع) اشاره دارند.